السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
121
تفسير الميزان ( فارسي )
انداخته و به زبان يكى از پيغمبران آنان را لعنت كرد ، سپس رسول اللَّه ( ص ) روى به ما كرده و فرمود : به خدا سوگند شما هم يا اين است كه امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد و مردم را بسوى حق واداشته و به آن سوق مىدهيد ، يا آنكه بطور مسلم بين شما تنافر و دشمنى مىاندازد ، و نيز بطور مسلم شما را هم لعنت و از رحمت خود دور خواهد نمود ، همانطورى كه آنها را لعنت كرد . و نيز در همين كتاب است كه عبد بن حميد از معاذ بن جبل نقل مىكند كه گفته است رسول اللَّه ( ص ) فرمود : اگر كسى به شما عطيه و ارمغانى داد مادامى كه عطيه به شمار رفت يعنى در دادنش جز ثواب طمعى نداشت گرفتن آن حلال است ، و اما اگر اسمش عطيه باشد و ليكن در واقع رشوه اى بود كه آن را به طمع دين شما به شما دادهاند ، در آن صورت آن را مگيريد كه حرام است ، و با اينكه ممكن است اين رشوه فقر شما را از بين ببرد و يا شما را از ترس دشمن ايمنى دهد با اينهمه با آن فقر و در آن ترس بسر ببريد ، و راضى نشويد كه رشوه دين شما را تباه سازد ، بدرستى كه بنى ياجوج آمدهاند ، و بدرستى آسياب دين به زودى بدور در خواهد آمد « 2 » بايد مراقب باشيد ، پا از حدود قرآن فراتر نگذاريد ، به زودى سلطان و هواخواهانش از قرآن و هواخواهانش جدا و با هم خواهند جنگيد . به زودى پادشاهانى بر شما مسلط شده و حكومت خواهند كرد كه در ميان شما به حكمى و در بين خود به حكمى ديگر رفتار خواهند نمود ، اگر سر در اطاعتشان در آوريد گمراهتان مىكنند و اگر نافرمانيشان كنيد شما را مىكشند ، اصحاب پرسيدند يا رسول اللَّه ما اگر آن روز را درك كرديم تكليفمان چيست ؟ پيامبر فرمود : مانند اصحاب و ياران عيسى باشيد ، آنان را با اره دو نيم كردند و به دارها آويختند به اين منظور كه شايد بتوانند به اين وسيله آنان را در معصيت با خود شركت دهند ليكن قبول نكردند و تن به مرگ دادند ، و حاضر به نافرمانى خدا نشدند ، آرى مرگ در اطاعت خدا بهتر از زندگى در معصيت اوست ، اولين معصيت و زشتى كه در بنى اسرائيل راه يافت اين بود كه امر به معروف و نهى از منكرشان به اين صورت در آمد كه مرتكبين گناه را بعنوان تاديب امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و در عين حال دست از رفاقت آنان بر نداشته و با آنان مىخوردند و مىآشاميدند ، چنان كه گويا آنان مرتكب گناه نشدهاند و هرگز گناهى نكردهاند ، به همين جرم كه عصيان و تجاوز كردند خداوند همه شان را به زبان داود به لعنت
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 300 . ( 2 ) ظاهرا مراد اين است كه به زودى حكومت اسلام رو به قوت و قلمرو آن رو بتوسعه مىگذارد .